خواجه نصير الدين الطوسي ( كوشش مصطفى بروجردى )

43

بازنگارى اساس الاقتباس ( فارسى )

1 - اين جزء ماهيت ، مخصوص ماهيت همان موضوعى است كه ذاتى هنگام در نظر گرفتن با آن موضوع ، ذاتى است . 2 - اين جزء ماهيت ، مىتواند در ساير ماهيات هم به عنوان جزء ماهيت قرار گيرد . به تعبير ديگر ، جزء ماهيت ، يا جزء مختص است يا جزء مشترك . مثلا « رنگ » براى سياهى است ، زيرا جزء ماهيت سياهى است ، اما جزء مشترك است ، بدين‌خاطر كه سفيدى نيز رنگ است و سياهى علاوه بر « رنگ » داراى خصوصيتى است كه ساير رنگ‌ها فاقد آن خصوصيت هستند و آن جزء مختص به سياهى است . در هر زبانى ، براى پرسش از اصل حقيقت اشيا ، لفظى خاص وجود دارد . در زبان فارسى از كلمهء « چيست » و در زبان عربى از كلمهء « ماهو » كه لفظ ماهيت را از آن ساخته‌اند ، استفاده مىكنند . اما اگر اصل حقيقت اشياء را دانسته باشيم ، ولى نتوانيم ميان آن شىء و ديگر اشياء فرق بگذاريم ، بايد از كلمهء « كدام » - در فارسى - و « اىّ شىء هو » يا « اىّ ما هو » در زبان عربى استفاده كنيم . همچنين از بيانات گذشته معلوم گرديد كه نمىتوانيم بدون تصور « رنگ » ، « سياهى » را تصور كنيم . امتياز و جداسازى رنگ سياه از ساير رنگ‌ها ، با در نظر گرفتن جزء مخصوص ماهيت سياهى امكان‌پذير خواهد بود . بنابراين جزء ماهيت يا در پاسخ سؤال « ماهو » است ، يا در پاسخ سؤال « اى شىء هو » . ولى تمام ماهيت همان پاسخ سؤال « ماهو » است . ازاين‌رو مىتوانيم بگوييم ذاتى به اعتبار پاسخ پرسش‌هاى مختلف داراى دو قسم است : 1 - مقول در جواب « ماهو » ( چيست ) . 2 - مقول در جواب « اىّ شىء هو » ( كدام است ) . فصل سوم : اقسام عرضى عرضى در يك تقسيم‌بندى كلّى يا لازم است يا مفارق . هر كدام از اين‌دو قسم داراى